اخبار

عضویت در خبرنامه



تبلیغات

محل تبلیغ شما

آزمایشات - آلکالین فسفاتاز

  • کلیات
ایمیلچاپ
تاریخ ایجاد خبرتاریخ بروزرسانی: |نویسندهنویسنده: سید مهدی میری ابیانه

Alkaline Phosphatase, Heat Stable, Serum

مترادف‌ها: ALP مقاوم به حرارت

خلاصه:  آلكالن فسفاتاز شامل ايزوآنزيم‌هاي متعددي از جمله استخواني (ALP2)، كبدي (ALPI)، روده‌اي، جفتي و رگان (Regan) مي‌باشد. نوع جفتي همانند نوع رگان (يك شكل از آلكالن فسفاتاز جنيني شبه جفتي كه در برخي از بدخيمي‌ها بالا مي‌رود) مقاومت شديدي نسبت به حرارت از خود نشان مي‌دهد. نوع كبدي ايزوآنزيم آلكالن فسفاتاز نيز از شكل استخواني آن نسبت به حرارت مقاوم‌تر است. در مواردي كه با بيماري مجاري صفراوي و كبدي روبرو هستيم، اندازه‌گير گاماكلوتاميل ترانسفر از (GGT) جهت تشخيص قطعي مفيدتر خواهد بود.

آمادگي بيمار: بيمار جهت انجام اين تست بايد ناشتا باشد.

نمونه: سرم

ظرف: لوله درب قرمز

طريقه نگهداري: نمونه بايد در يخچال قرار گيرد كه تا يك هفته نسبتاً پايدار است.

علل رد: هموليز

محدوده مرجع: در يك فرد غير حامله، افزايش حرارت تا C55 به مدت 15 دقيقه اگر بيشتر از 25% از فعاليت آلكالن فسفاتاز باقي بماند به نفع ايزوآنزيم كبدي است و در صورتي كه كمتر از 10% از فعايت آلكالن فسفاتاز باقي بماند به نفع ايزوآنزيم استخواني است. براي اينكه اين نكته را بخاطر بسپاريد مي‌توان عبارت Bone burns, Liver lives را به ياد داشت. در صورتي كه بيشتر از 90% از فعاليت آلكالن فسفاتاز باقي بماند به نفع ايزوآنزيم جفتي و رگان است.

كاربرد: از اين تست براي افتراق بيماري‌هاي استخواني و كبدي در افراد با آلكالن فسفاتاز بالا استفاده مي‌شود.

        مقادير بسيار بالاي آلكالن فسفاتاز با منشاء استخواني در بيماري پاژت (Paget) و همچنين در ساركوم استئوژنيك و هيپرپاراتيروئيديسم، ريكتز، نرمي استخوان (استئومالاسي)، سندرم فانكوني، التيام شكستگي و در موارد رشد فيزيولوژيك استخواني در بچه‌ها و نوجوانان مشاهده مي‌شود. مقادير آلكالن فسفاتاز در موارد پوكي استخوان بدون عارضه طبيعي مي‌باشد.

متدولوژي: حرارت C ˚56   به مدت 15 دقيقه. براي دست‌يابي به نتايج قابل اعتماد، استفاده از استانداردهايي با تركيب شناخته شده و كنترل دقيق هم درجه حرارت و هم زمان ضروري مي‌باشد. مقاوم‌ترين ايزوآنزيم به حرارت ALP جفتي مي‌باشد. ايزوآنزيم كبدي پايداري متوسط نسبت به حرارت دارد و ايزوآنزيم استخواني بيش از همه در برابر حرارت ناپايدار است.

اطلاعات تكميلي: از سنجش ميزان آلكالن فسفاتاز مقاوم به حرارت به عنوان جايگزين الكتروفورز مي‌توان استفاده نمود. زنان يائسه معمولاً آلكالن فسفاتاز بالاتري داشته و ميزان مقاوم به حرارت كمتري دارند كه اين امر نشان دهنده منشاء استخواني اين آلكالن فسفاتاز مي‌باشد.

Alkaline Phosphatase Isoenzymes, Serum

مترادف: ايزوآنزيم‌هاي ALP

خلاصه: تمركز ايزوالكتريك و استفاده از تكنيك آنزيمي ايمونومتريك و يا استفاده از يك مهاركننده اختصاصي، اجازه شناسايي ايزوآنزيم‌هاي اصلي آلكالن فسفاتاز شامل انواع استخواني، كبدي، روده‌اي و جفتي را مي‌دهد. همانند اسيد فسفاتاز، ALP نماينده خانواده‌اي از آنزيم‌هاست كه توسط ژن‌هاي مختلف كد مي‌شوند.

آمادگي بيمار: بيمار بايد ناشتا باشد.

نمونه: سرم

ظرف: لوله درب قرمز، در صورت وجود هموليز نمونه پذيرفته نگردد.

طريقه نگهداري: پس از جداسازي نمونه در صورتي كه قرار است آزمايش بعداً انجام گردد بايستي نمونه را فريز نمود. شلاتورهاي موجود در لوله‌هاي جمع‌آوري EDTA)، سيترات و اگزالات) بطور كاذب فعاليت ALP را كاهش مي‌دهند.

علل رد: هموليز

كاربرد: ارزيابي نسبت ايزوآنزيم‌هاي آلكالن فسفاتاز، كبدي، استخواني، جفتي، روده‌ايي و رگان به آلكالن فسفاتاز توتال. جزء استخواني در بيماري پاژت استخوان (Paget) افزايش مي‌يابد. در يك بررسي روتين در صورت افزايش آلكالن فسفاتاز در يك بيمار غير حامله و مسن كه شكستگي استخواني نداشته و ساير تست‌ها در محدوده طبيعي هستند، نشانگر بيماري پاژت استخوان است. علل ديگري كه قادرند سبب افزايش آلكالن فسفاتاز استخواني گردند شامل تومورهاي استئوپلاستيك، هيپرپاراتيروئيديسم، ريكتز و نرمي استخوان مي‌باشند. در موارد پايش پاسخ تراكم استخوان به درمان هورمون جايگزين (HRT) و نيز درمان استئوپروز نيز مي‌توان از اندازه‌گيري ايزوآنزيم آلكالن فسفاتاز استخواني استفاده نمود. همچنين جهت رديابي متاستازهاي استخواني كارسينوم‌هاي پروستات و پستان نيز مي‌توان از اين تست استفاده نمود. در برخي موارد از اين تست براي ارزيابي پاسخ به درمان با هورمون رشد در كودكان دچار كمبود اين هورمون نيز مي‌توان استفاده نمود. اگر همزمان با افزايش آلكالن فسفاتاز، آنزيم گاماگلوتاميل ترانسفراز نيز افزايش يافته باشد، اين افزايش اغلب مربوط به فرم كبدي آلكالن فسفاتاز مي‌باشد.

متدولوژي: مهار توسط فنيل آلانين (ايزوآنزيم‌هاي روده‌اي يا جفتي) و مهار توسط لواميزول (ايزوآنزيم‌هاي استخواني يا كبدي) به‌ندرت استفاده مي‌شود. استفاده از اورة 3 مولار؛ حرارت      C˚56 به مدت 15 دقيقه؛ الكتروفورز با وضوح بالا و با استفاده از ژل پلي‌آكريل آميد؛ Isoelectric Focusing؛ روش‌هاي ايمونواسي براي ايزوآنزيم‌هاي استخواني و جفتي بصورت تجاري در دسترس هستند.

اطلاعات تكميلي: هپاتوسيت‌ها، آلكالن فسفاتاز كبدي را توليد مي‌كنند كه در كبد به سطح كاناليكولار سلول‌ها متصل است. استئوبلاست‌ها آلكالن فسفاتاز استخواني را توليد مي‌كنند كه به نظر مي‌رسد در شكستن پپروفسفات نقش داشته باشد. سلول‌هاي اپي‌تليان روده آلكالن فسفاتاز روده‌اي را توليد مي‌كنند كه به دنبال خوردن غذاي چرب به داخل روده آزاد مي‌شود.

Alkaline Phosphatase, Serum

مترادف‌ها: آلكالن فسفاتاز سرم، ALP سرم

خلاصه: بطور طبيعي حدود 80 درصد از فعاليت آلكالن فسفاتاز سرمي منشاء استخواني و كبدي دارد و بقيه مربوط به روده، كليه و جفت مي‌باشد. افزايش سطح آلكالن فسفاتاز سرمي نشانگر مفيد و غير اختصاصي از يك بيماري كبدي و يا استخواني مي‌باشد. در بيماري‌هاي كبدي مختلفي از جمله بيماري كبدي كلستاتيك، انفيلتراتيو و التهابي و همچنين در موارد انسداد مجاري صفراوي داخل و خارج كبدي حتي در حضور مقادير طبيعي بيلي‌روبين، آلكالن فسفاتاز بالا مي‌رود. افزايش حرارت سرم به ميزان 55 درجه سانتي‌گراد باعث غيرفعال شدن آلكالن فسفاتاز استخواني مي‌گردد. اما در هر صورت، الكتروفورز ايزوآنزيم‌هاي آلكالن فسفاتاز و همچنين تعيين مقدار گاماگلوتاميل ترانسفراز (GGT) سرم آزمايشات بهتري براي تعيين نوع آلكالن فسفاتاز افزايش يافته مي‌باشند.

آمادگي بيمار: بيمار بايد ناشتا باشد.

نمونه: سرم

ظرف: لوله درب قرمز

طريقه نگهداري: نمونه را بايد در يخچال نگهداري نمود. به هنگام ذخيره‌سازي آلكالن فسفاتاز سرم به آهستگي افزايش مي‌يابد. افزايش 10- 5% در كمتر از 4 ساعت در حرارت C˚4  قابل انتظار است. به عمين علت بهتر است هر چه سريع‌تر آزمايش انجام گردد.

محدوده مرجع: مقادير مرجع بستگي به روش اندازه‌گيري و آزمايش دارد. مقادير طبيعي در كودكان و زنان باردار بالاتر است. در كودكان معمولاً مقادير طبيعي 2 تا 3 برابر بزرگسالان است و در سنين بلوغ به حداكثر مي‌رسد. در طي اپيزودهاي بسيار سريع رشد و نمو مقادير بالاتر از U/L1000   ممكن است طبيعي باشد. مقادير بالاي آلكالن فسفاتاز در دوران كودكي نشان دهنده فعاليت استئوبلاستي و رشد استخواني است و پس از بلوغ اغلب منشاء آلكالن فسفاتاز، كبدي است. مقادير طبيعي در بزرگسالان تقريباً U/L 120- 50 است. در دوران بارداري ميزان طبيعي تقريباً تا دو برابر اين مقدار مي‌رسد. مقادير طبيعي در مردان بالغ اندكي بالاتر از زنان است. پس از يائسگي مقادير طبيعي برابر يا بيشتر از مردان مي‌گردد.

كاربرد: شامل موارد زير مي‌باشد.

§       ريكتز و نرمي استخوان: ميزان كلسيم و فسفر سرم پايين يا طبيعي است و آلكالن فسفاتاز ممكن است طبيعي يا افزايش يافته باشد.

§       افزايش ويتامين D : ممكن است سبب افزايش آلكالن فسفاتاز گردد.

§       بيماري پاژت استخوان: اغلب فقط آلكالن فسفاتاز افزايش يافته است و معمولاً به بيشترين حد خود مي‌رسد.

§       پركاري تيروئيد: با تأثير بر استخوان سبب افزايش آلكالن فسفاتاز مي‌گردد.

§       هيپرپاراتيروئيديسم: باعث افزايش آلكالن فسفاتاز مي‌گردد.

§       مصرف مزمن الكل: در اين موارد آلكالن فسفاتاز طبيعي يا افزايش يافته است اما اغلب با افزايش AST، بيلي‌روبين، MCV, GGT همراه است.

§       انسداد صفراوي: افزايش 10 برابري در موارد كانسر سر پانكراس و سنگ‌هاي مجاري صفراوي مشاهده مي‌گردد. در موارد كلستاز، GGT نيز افزايش مي‌يابد. در بيماران مبتلا به كله‌سيستيت و كلانژيت كه سنگي داخل مجراي صفراوي مشترك ندارند، ميزان آلكالن فسفاتاز در حد طبيعي يا اينكه اندكي افزايش يافته است.

§       سيروز:‌ خصوصاً در سيروز صفراوي اوليه (PBC) افزايش 5 برابر الكالن فسفاتاز مشاهده مي‌گردد. در اين بيماري آنتي‌بادي ضد ميتوكندري نيز افزايش مي‌يابد. سطح گاماگلوتاميل ترانسفراز (GGT) و ΄5-  نوكلئوتيداز سرمي به موازات آلكالن فسفاتاز افزايش مي‌يابند در حالي كه ALT,AST در سيروز صفراوي اويه اغلب طبيعي يا كمي افزايش يافته‌اند. براي تاييد تشخيص و ارزيابي مرحله بيماري بيوپسي كبد انجام مي‌گردد.

§       بيماري‌هاي ارتشاحي ـ گرانولومي كبد(مانند ساركوئيدوز، سل، آميلوئيدوز، تومورهاي متاستاتيك، آبسه): در مواقعي كه آلكالن فسفاتاز به بيشتر از U/L 1000 رسيده و همچنين مقادير GGT نيز افزايش يافته اما ميزان بيلي‌روبين كمتر از mg/dl 1/0 باشد، تشخيص بيماري‌هاي ارتشاحي و گرانولومي كبد مانند ساركوئيدوز، بيماري‌هاي قارچي، سل و لنفوم مطرح مي‌باشند. در مراحل ابتدايي سيروز صفراوي اوليه و كلانژيك اسكلروزان اوليه نيز بيلي‌روبين طبيعي مي‌باشد.

§       هپاتيت: افزايش متوسط ALP در هپاتيت ويروسي ديده مي‌شود اما افزايش مقادير AST,ALT چشمگيرتر است.

§       تومورها: كارسينوم سلول كليوي و لنفوم نيز با افزايش ALP همراهند كه نشانگر پيش‌آگهي نامطلوب در مورد اول است.

§       علل آلكالن فسفاتاز پايين سرمي: كم‌كاري تيروئيد، برخي موارد بيماري ويلسون، كم‌خوني بدخيمي در موارد نادر، هيپوفسفاتمي.

محدوديت‌ها: مقادير طبيعي بايستي با توجه به روش انجام آزمايش، سن، جنس و وضعيت بارداري ارزيابي شود. افزايش آلكالن فسفاتاز 2 تا 4 ساعت پس از مصرف غذاي پرچرب خصوصاً در افرادي كه گروه خوني O يا B مثبت دارند مشاهده مي‌گردد. همچنين ذخيره‌سازي نمونه موجب تا 30% افزايش در ميزان ALP خواهد شد.

تداخلات دارويي: داروهايي كه سبب افزايش سطح سرمي آلكالن فسفاتاز مي‌گردند عبارتند از آمينوگليكوزيدها، آميودارون، داروهاي ضد تشنج، استفاده طولاني مدت از آسپرين، كلرپرومازين، اريترومايسين، استروژن‌ها، ايزونيازيد، لوتيروكسين، ليتيم، داروهاي كاهش دهنده قند خون، متيل تستوسترون، ضدبارداري‌هاي خوراكي، فنوتيازين و هر دارويي كه سبب كلستاز گردد.

        داروهايي كه سبب كاهش سطح سرمي آلكالن فسفاتاز مي‌گردند عبارتند از آلندرونات، كلوفيبرات، مصرف استروژن در زنان پس از يائسگي و تئوفيلين.

متدولوژي: از روش اسپكتروفتومتري كينتيك نقطه پاياني و يا فلورسنت مي‌توان استفاده نمود. در حال حاضر ايمونواسي اختصاصي براي رديابي آلكالن فسفاتاز استخواني در دسترس مي‌باشد.

تبلیغات

محل تبلیغ شما